﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>رفسنجان : Rafsanjan</title>
    <description>siselaleng's description</description>
    <link>http://siselaleng.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>روح الله ابوالهادی</managingEditor>
    <lastBuildDate>Tue, 15 May 2012 07:43:45 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>قرار است جمعی از شاعران</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;قرار است امروز جمعی از شاعران استان کرمان در جلسه شعرخوانی شهر مس سرچشمه دور هم جمع شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دیروز روزِ فردوسی بود و پس فردا روزِ خیام.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و... این همه شاعر! فردایِ فرداها کدام تن از ایشان روزی و بزرگداشتی خواهند داشت؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اصلن ایشان&amp;nbsp; در این دنیای ِچرخانِ مردمان شهر من، چکاره اند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دیروز عصر&amp;nbsp; تدوین اولیه فیلم &amp;zwj;&amp;zwj;&amp;zwj;" صریر قلم" کارقشنگ و تازه عباس بلوچی را تماشا می کردم که به تدریج غم غربتِ هرچی هنر هست اتاق تدوین را پر کرد و صریر قلم همه جا پخش شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;امروز، آنچه پیداست و خوب هم پیدا هست غربتِ توی ذوق زده فرهنگ و هنر و ادب در دوندگی های بی پایان مردمان شهر من است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;نمی دانم آیا در این اتفاق ها و جمع شدن ها ،اتفاقی برای این غربت می افتد یا نه؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اصلا آیااین دغدغه من ، دغدغه به جا و درستی هست&amp;nbsp;؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;یا حق&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://siselaleng.persianblog.ir/post/148</link>
      <author>روح الله ابوالهادی</author>
      <comments>http://siselaleng.persianblog.ir/comments/4291/9442238/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4291.post-9442238</guid>
      <pubDate>Tue, 15 May 2012 07:43:45 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>گونی های چند 100 میلیونی</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;اظهارات عجیب سرمربی مس سرچشمه بعد از باخت مقابل داماش و قطعی شدن سقوط فوتبال سرچشمه رفسنجان از لیگ برتر به لیگ پایین تر، دربرگیرنده مهترین دلیل عدم موفقیت فوتبال مس سرچشمه در لیگ برتر فوتبال ایران بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;آن سرمربی موفق و صاحب کارنامه ی درخشان در توجیه شکست تیم خود اظهار داشت که " همه بازیکن خارجی داشتند و ما تنها تیمی بودیم که هیچ بازیکن خارجی نداشتیم" در اینجا وقتی یکی از خبرنگاران حاضر به وی یادآوری نمود که" شما هم 3 بازیکن خارجی خریدید" خیلی خیلی راحت آقای شرفی با وجدانی راحت تر جواب داد که" آره، 3 بازیکن خریدیم ؛کلاه سرمان رفت ؛ با 3تا گونی برنج شمال عوضشون کردیم"!!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;واقعن آفرین و100 آفرین! راستی که اگر عالیجنابی که شما باشید&amp;nbsp; در این چند ماهی که با پسوند مس سرچشمه روزگار می گذراندید &amp;nbsp;یکبار به 5 کیلومتری خود &amp;nbsp;سر می زدید و زحمات تحسین برانگیز کارکنان مجتمع بزرگ مس سرچشمه را در معدن،تغلیظ و مولیبدن،ذوب و پالایشگاه و دیگر قسمت های بزرگترین تولید کننده مس در ایران &amp;nbsp;می دیدید کمی درک می کردید که چند100 میلیون حاصل زحمات ایشان را با 3 گونی برنج &amp;nbsp;شمال عوض کردن از فحش هایی که اقای رفیعی داور بازی پرسپولیس و داماش تحمل کرد بسیار سنگین تر می باشد و چه بسا همین امر به رای کارکنان صنعت مس" به منحل شدن هرچه فوتبال با پسوند مس هست " بینجامد. و آن زمان نه پولی هست که....بگذریم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;مدیران باشگاه ورزشی&amp;nbsp;صنایع مس سرچشمه در لیگ یازدهم فوتبال ایران چنان درس مهمی به مسئولین محلی رفسنجان دادند که اگر زمانی خواستند تمام قد از اسم و نام شهر و دیار خود دفاع کنند، پشتِ دستِ داغ کرده خود را به یاد بیاورند که چه بسا آن که خود حامی اش بوده اند کار را به جایی برساند که..... از این هم بگذریم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;در پایان نگارنده به مسئولین مجتمع مس سرچمه و شرکت ملی صنایع مس ایران پیشنهاد می نماید تا دیر نشده همه ی فوتبال مس را با گونی های برنج شمال مبادله نمایندتا از این طریق سهمیه برنج و روغن چند سال کارکنان خود را تامین نمایند که هم خیر دنیا در آن است و هم خیر آخرت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;یا حق&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://siselaleng.persianblog.ir/post/147</link>
      <author>روح الله ابوالهادی</author>
      <comments>http://siselaleng.persianblog.ir/comments/4291/9274711/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4291.post-9274711</guid>
      <pubDate>Sun, 15 Apr 2012 05:45:33 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>می روم برای سایه ام شناسنامه بگیرم</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;اولین کتاب ِ اکبر خدادادی ، شاعر و داستان نویس رفسنجانی توسط نشرشانی منتشر شده است. "&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;سلولهایم انفرادی است&lt;/span&gt;" مجموعه شعر خدادی در 1000 نسخه&amp;nbsp; به همه ی کتاب های شعر استان و رفسنجان اضافه شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اول از طرف خودم و همه ی بچه های انجمن داستان رفسنجان به خاطر حضورِ پربار و شایسته سلولهای این&amp;nbsp; عضو انجن داستان ، در&amp;nbsp; مجوعه صاحبان کتاب شعر ،تبریک می گویم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دوم این که کاش طرح جلد این کتاب هم هدایتگری شایسته به درون این سلولها بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سوم این که کاش جریان های ادبی جاری در رسانه های استان کرمان (در رسانه های رفسنجان یافت نشد) نیم نگاهی به خارج از محدوده&amp;nbsp; تعریف شده برای خود هم داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;چهارم این که کاش شاعران معروف و مشهور استان هم .. مثلِ نکته سوم.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://siselaleng.persianblog.ir/post/146</link>
      <author>روح الله ابوالهادی</author>
      <comments>http://siselaleng.persianblog.ir/comments/4291/9091430/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4291.post-9091430</guid>
      <pubDate>Sat, 10 Mar 2012 11:56:35 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>ادای دین</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;سیمین دانشور درگذشت. اصغر فرهادی با جایزه اسکار به ایران بازگشت. نمیدانم در مراسم استقبال از فرهادی کسی از اهالی داستان و ادبیات&amp;nbsp; حضور داشته است؟ همینطور که نمی دانم در مراسم تشییع بانوی قصه نویسی ایران از قبیله سینمایی ها کسی حضور خواهد داشت یا خیر؟&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://siselaleng.persianblog.ir/post/145</link>
      <author>روح الله ابوالهادی</author>
      <comments>http://siselaleng.persianblog.ir/comments/4291/9091387/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4291.post-9091387</guid>
      <pubDate>Sat, 10 Mar 2012 11:51:03 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>آخ اگه بارون بزنه</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;هنوز چند ساعتی از پخش خبر موفقیت&amp;nbsp; غرور آفرین اصغر فرهادی نگذشته است که سرانجام موفق می شوم در سالن امفی تئاتر افصح هجری به تماشای&amp;nbsp; تئاتر"&amp;nbsp; آخ اگه بارون&amp;nbsp; بزنه" بنشینم. &amp;nbsp;چند روز بود که دوست داشتم بعد از سالها یک کار از بابک نوری روی صحنه ببینم&amp;nbsp; ولی از یک چیزی خیلی کم توقعی ام شد .&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;چرا در بین&amp;nbsp; بروبچه هایی از هنر رفسنجان&amp;nbsp; که در مجتمع فرهنگی و هنری افصح هجری حضور دارند به غیر از یکی دو صحبت بی حس و حال&amp;nbsp; اثری از موفقیت سینمای ایران در دنیا نیست؟!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اصلن چرا من این ها را می نویسم؟ چه ربطی به هم دارند؟ میدانی&amp;nbsp; آدم از کجا ناراحت می شود؟ این که اگر مثلن امروز&amp;nbsp; فلان تیم ورزشی ما افتخاری آسیایی(نه جهانی) کسب کرده بود در همین مکان&amp;nbsp; فرهنگی و هنری شهر چه هیاهویی که برپا نمیشد!!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;براین قلم خرده مگیرید که اگر واکنشی هرچند کوچک را&amp;nbsp; در میان کسانی که اهل فرهنگ و هنر هستند (و صد البته ایرانی) در قبال موفقیت اخیر سینمای ایران توقع داشته باشد. اگر بی خبریم که هیچ نگویم بهتر است و اگر خبر داریم و مهم نمی پنداریم که ...&amp;nbsp; .&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;شاید احساس ها و رفتار های ناشایست و تنگ نظرانه ای را که نسبت به تلاش های یک دیگر در این نقطه (نقطه) از زمین داریم آن قدر جدی می پنداریم که ... فرهادی کیلویی چند؟ بگذار ما در جزیره ای سرگردانی و تنهایی خویش با هم رقابت کنیم که هنر تمامن پیش ماست و...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بگذریم . دست برو بچه های گروه هنری هزاردستان&amp;nbsp; درد نکند. خدا قوت. به طور مخصوص مهدی سلیمی و ندا حسینی&amp;nbsp; بازیگران&amp;nbsp; "آخ اگه بارون بزنه".&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;یا حق&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://siselaleng.persianblog.ir/post/144</link>
      <author>روح الله ابوالهادی</author>
      <comments>http://siselaleng.persianblog.ir/comments/4291/8747257/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4291.post-8747257</guid>
      <pubDate>Tue, 17 Jan 2012 11:46:33 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سید علی میر افضلی و بلا ژویچ</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;خدا را شکر و پروردگار را سپاس که آیین پایانی و تقدیر از برگزیدگان هشتمین جشنواره نقد کتاب ، در تعطیلات نیم فصل لیگ برتر فوتبال ایران برپاشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;امیدوارم در این مجال کوتاه و اندک، رسانه های استان کرمان و شهرستان رفسنجان&amp;nbsp; فرصتی پیدا کنند که به خبر کسب رتبه برتر&amp;nbsp; مقاله (( عشق آمدنی بود، نه آموختنی )) اثر سید علی میرافضلی&amp;nbsp; در هشتمین جشنواره نقد کتاب نیم نگاهی داشته باشند؛ که لازم است فرزندان ما متوجه بشوند که در سال 1390 خورشیدی&amp;nbsp; موضوعاتی مهمتر از فوتبال و افرادی مهتر از بلاژویچ هم در این گوشه از زمین&amp;nbsp; وجود داشته&amp;nbsp; و دارد که رسانه ها به آن ها بپردازند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;البته&amp;nbsp; و البته &amp;nbsp;و صدالبته &amp;nbsp;اگر غوغای تازه مایلی کهن و دایی&amp;nbsp; فراغتی به ایشان بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;از طرف خودم و انجمن داستان رفسنجان به میر افضلی تبریک گفته و آرزو می کنم که حداقل اهالی فرهنگ و هنر رفسنجان و استان&amp;nbsp; قدر افرادی همچون او را بیشتر بدانند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;یا حق&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://siselaleng.persianblog.ir/post/143</link>
      <author>روح الله ابوالهادی</author>
      <comments>http://siselaleng.persianblog.ir/comments/4291/8569976/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4291.post-8569976</guid>
      <pubDate>Wed, 21 Dec 2011 04:15:29 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>شیخ محمد  هم درگذشت</title>
      <description>&lt;p&gt;با سلام.&amp;nbsp; ظهر امروز شیخ محمد هاشمیان امام جمعه رفسنجان که برای چندین دهه از افراد موثر و قدرتمند و ذی نفوذ رفسنجان و بعضن استان و کشور بود&amp;nbsp; هم درگذشت.&amp;nbsp; خدایش بیامرزد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یا حق&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://siselaleng.persianblog.ir/post/142</link>
      <author>روح الله ابوالهادی</author>
      <comments>http://siselaleng.persianblog.ir/comments/4291/8500809/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4291.post-8500809</guid>
      <pubDate>Sat, 10 Dec 2011 11:00:51 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>عمارت گلستان امین</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;صبح روز سه شنبه اول آذرماه 1390 &amp;nbsp;گروهی از علاقه مندان به فرهنگ و هنر در عمارت گلستان امین جمع شدند تا با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی&amp;nbsp; آیین گشایش این عمارت برگزار شود. بنایی با معماری&amp;nbsp; جذاب و بر گرفته از معماری سنتی حاشیه کویر.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بعد از ساخت مجموعه فرهنگی و هنری افصح هجری که بیشتر از یک دهه از ساخت آن می گذرد، بار دیگر دارندگان و توانگرانی از اهالی رفسنجان&amp;nbsp; نشان دادند که برای فرهنگ و هنرِ زادگاه و شهرشان اهمیت و ارزش قائل هستند. هر رفسنجانی که به عمارت گلستان امین در خیابان شهید بهشتی سر بزند در دل تاتیید خواهد کرد که&amp;nbsp; این عمارت که فقط ساخت سازه اصلی آن بیش از 3میلیار د 500 میلیون تومان هزینه برده است&amp;nbsp; به حق&amp;nbsp; می تواندآبروی امروز شهر رفسنجان در شهر سازی و فرهنگ و هنر باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;در زمان برپایی آیین گشایش عمارت گلستان امین &amp;nbsp;بیشتر افراد حاضر از دوستداران فرهنگ و هنر بودند و جالب این که از هر گروه و طبقه اجتماعی می شد نماینده ای پیدا کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;کاش مسئولین به سرمایه ها یی که می شود&amp;nbsp; به فرهنگ و هنر رفسنجان&amp;nbsp; وارد کرد توجه بیشتری می کردند بدون حب و بغض و خدای نکرده چشم تنگی ؛&amp;nbsp; همانطور که شهرداری رفسنجان و وزیر رفسنجانی&amp;nbsp; فرهنگ&amp;nbsp; و ارشاد اسلامی در مورد خانواده امین انجام دادند و شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;که نیاز امروز جامعه ما فرهنگ سازی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;به عنوان یک رفسنجانی علاقه مند به فرهنگ و هنر&amp;nbsp; از خانواده محترم امین&amp;nbsp; به خاطر برپایی عمارت گلستان امین و تلاشی که برای مدیریت خلاقانه و پویای آن&amp;nbsp; به کار خواهند گرفت؛&amp;nbsp; هزاران هزار بار تشکر می کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;یا حق&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://siselaleng.persianblog.ir/post/141</link>
      <author>روح الله ابوالهادی</author>
      <comments>http://siselaleng.persianblog.ir/comments/4291/8393453/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4291.post-8393453</guid>
      <pubDate>Wed, 23 Nov 2011 09:40:52 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>از روی دست مرکز ننویسید که خود از اساس اشتباه است</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;به باور مدیر تحریریه نشر ثالث بزرگترین اشکال داستانویسی امروز ایران این است که استعدادها و نیروهای شهرستانی که به اقلیم ها اشنا هستند و قصه و حرفی برای گفتن دارند از مرکز تقلید می کنند و نمی دانند چیزی که از آن تقلید می کنند خطاست.&amp;nbsp; محمد حسینی که در هشتمین &amp;nbsp;نشست یک مولف یک کتاب انجمن کتاب و کتابخوانی&amp;nbsp; شهر مس سرچشمه، به بهانه بررسی مجموعه داستان ابرهای خاک خورده درباره داستان های اقلیمی سخن می گفت به علاقه مندان به داستان نویسی که در سالن اجتماعات مجتمع مس سرچشمه&amp;nbsp; گرد آمده بودند توصیه کرد که ماجرای تازه ای در داستان ایران خلق کنند و از روی دست مرکز ننویسند که در داستانهای سطحی و آپارتمانی گم شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;مجموعه داستان ابرهای خاک خورده شامل آثار 42 نویسنده استان کرمان که به کوشش علی اکبر کرمانی نژاد در اوایل سال 90- توسط نشر ثالث منتشر شد، در هشتم ابان ماه با حضور جمعی از پیشکسوتان و&amp;nbsp; نوقلمان داستان نویسی استان کرمان در هشتمین نشست یک مولف یک کتاب انجمن کتاب و کتابخوانی کانون فرهنگی و هنری شهر مس&amp;nbsp; نقد و بررسی شد و از علی اکبر کرمانی نژاد به عنوان گردآورنده این مجموعه داستان تجلیل به عمل آمد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;محمد حسینی داستان نویس و مدیر تحریریه نشر ثالث به عنوان سخنران اصلی این نشست &amp;nbsp;خلاصه و فشرده با نگاهی به ابرهای خاک خورده در باره ادبیات اقیمی و ادبیات امروز استان کرمان با حاضرین گفتگو کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;وی در آغاز سخنان خود با اشاره به فعالیت های فرهنگی و هنری که در مجموعه مس سرچشمه صورت می گیرد گفت که با توجه به این که تجربه اش می گوید که حرکت های فرهنگی در ایران قائم به شخص است&amp;nbsp; دعا می کند که همچنان حامیان فرهنگ و ادب در صنعت مس کشور حضور داشته باشند. &amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp; حسینی با اشاره به پیگیری های &amp;nbsp;ارزشمند کرمانی نژاد برای چاپ ابرهای خاک خورده در طی&amp;nbsp;&amp;nbsp; 5سالی که برای این کار کوشش داشته است بیان کرد که این زمان یک دوره در ادبیات محسوب می شود و در نتیجه ابرهای خاک خورده صدای دقیق داستان نویسی امروز کرمان نیست چرا که در این مدت تجربیات نو و دیگری هم در داستان نویسی استان کرمان صورت گرفته است و نیروهای جدیدی به این عرصه وارد شده اند .&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;این مدرس داستان نویسی&amp;nbsp; در بخشی از سخنان خود ضمن ارائه تعریفی از اقلیم&amp;nbsp; و تکیه روی تفاوت ویژگی های&amp;nbsp; آن با مرکز اظهار داشت که وقتی در داستان نویسی&amp;nbsp; صحبت از اقلیم می کنیم این لزوماً به این معنا نیست&amp;nbsp; آن اقلیم&amp;nbsp; حتمن یک موقعیت روشن جغرافیایی داشته باشد.بلکه ما باید با الهام گرفتن از اقلیم و باور های بومی ادبیات بسازیم.&amp;nbsp; &amp;nbsp;به عقیده نویسنده مجموعه داستان "نمی توانم به تو فکر کنم سیما"&amp;nbsp; اقلیم به لحاظ فرهنگی با ویژگی هایی مثل معماری ،غذا و لباس&amp;nbsp; مشخص می شود ؛ هرچند که مدرنیته بسیاری از این ها را کمرنگ کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره ای کوتاه به تاریخچه داستان ایران به این نتیجه رسید که همیشه ادبیات بومی و اقلیمی در ایران ناجی ادبیات کشور بوده است . به عقیده نویسنده رمان "آبی تر از گناه"ادبیات پیرامونی همیشه نقش نجات دهنده را برای مرکز داشته است. بنا به گفته های مدیر تحریریه نشر ثالث در هشتمین نشست یک مولف یک کتاب،&amp;nbsp; امروز آنچه&amp;nbsp; قبل از این منجی ادبیات داستانی ایران بوده است ؛&amp;nbsp; از چیزی (داستان نویسی مرکز) تقلید&amp;nbsp; می کند که خود خطاست. وی با اذعان به وجود مافیا در این عرصه تاکید کرد که برای ماندگار شدن تقلید لازم نیست&amp;nbsp; و ادبیات تماشاچی نمی خواهد؛&amp;nbsp; بلکه ریاضت ادبی لازم است و همیشه در نهایت اثار ارزشمندی که ادبیات را می سازند ماندگار خواهند بود . محمد حسینی&amp;nbsp; به داستان نویسان استان کرمان توصیه کرد که مراقب تفکر انحرافی موجود در داستان نویس امرور ایران که همان "از روی دست هم نویسی " هست باشند و از آن پرهیز کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;" نمی دونم چی بگم، از کجا بگم و از کی تشکر کنم!"&amp;nbsp; علی اکبر کرمانی نژاد&amp;nbsp; سخنان خود را در هشتمین&amp;nbsp; نشست یک مولف یک کتاب انجمن کتاب و کتابخوانی&amp;nbsp; شهر مس سرچشمه با این جمله ها اغاز کرد و گفت که هیچ وقت فکر نمی کرده است " ابرهای خاک خورده" چاپ شود و اعتماد و محبتی که نویسندگان استان به او داشته اند&amp;nbsp; باعث چاپ این اثر شده است.&amp;nbsp; وی همچنین از همراهی و همدوشی محسن بنی فاطمه هم تشکر کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;گردآورنده مجموعه داستان " ابرهای خاک خورده" ضمن اشاره به&amp;nbsp; جریان چاپ این کتاب و سختی هایی که در طول 5 سال برای تحقق این امر&amp;nbsp; بر او رفته است گفت که غر نمی زند و&amp;nbsp; معتقد است که این تازه آغاز راه است و دلش می خواهد که &amp;nbsp;در آینده ای نزدیک یک مجموعه خیلی پر بار و ارزشمند و خیلی عظیم از اثار نویسندگان استان کرمان چاپ شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;کرمانی نژاد هرچند که چند بار در سخنان خود اشاره کرد که نمی خواهد غر بزند ولی نتوانست از نویسندگانی (جوان)که وی برای چاپ آثارشان زحمت زیادی کشیده بود گله نکند که حتی یک پیامک خشک خالی هم به منظور تشکر برایش نفرستاند."هیچ کس از من تشکر نکرد".&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;در بخش دیگری از هشتمین&amp;nbsp; نشست یک مولف یک کتاب انجمن کتاب و کتابخوانی&amp;nbsp; شهر مس سرچشمه&amp;nbsp; علی چنگیزی ، داستان نویس، &amp;nbsp;به چرایی شگل نگرفتن ادبیات کویر پرداخت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;محسن بنی فاطمه و رضا زنگی آبادی از چهره ای مطرح&amp;nbsp; داستان استان کرمان نیز در سخنان کوتاهی که در این نشست بیان کردند&amp;nbsp; با امیدواری بسیار دهه نود را دهه درخشش ادبیات استان کرمان نامیدند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;در این نشست&amp;nbsp; منصور علیمرادی و وحیده ببر بیان از نویسندگان استان داستانهای مهندس برق کشانی و آن مرد را برای حاضرین خواندند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;در پایان هشتمین&amp;nbsp; نشست یک مولف یک کتاب انجمن کتاب و کتابخوانی&amp;nbsp; شهر مس سرچشمه عنوان مدیر روابط عمومی مجتمع مس سرچشمه&amp;nbsp;&amp;nbsp; با اهدای لوح تقدیر که آن را دست مریزادی کوچک دانست از علی اکبر کرمانی نژاد&amp;nbsp; تجلیل کرد؛ که این لوح توسط محمد علی آزادیخواه و مهدی محبی کرمانی &amp;nbsp;به کرمانی نژاد اهدا شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;یاد آور می شود در بخش&amp;nbsp; اول این نشست&amp;nbsp; روح الله ابولهادی از طرف &amp;nbsp;انجمن کتاب و کتابخوانی&amp;nbsp; کانون فرهنگی و هنری شهر مس ، در قالب پیشگفتاری ضمن ارائه گزارشی از نشست های یک مولف یک کتاب، از مجموعه کارکنان روابط عمومی و امور اجتماعی مجتمع مس سرچشمه و صنعت مس در استان کرمان به عنوان پشتیبانان همیشگی برگزاری این نشست ها تشکر کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;روح الله ابولهادی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;13/8/90&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://siselaleng.persianblog.ir/post/140</link>
      <author>روح الله ابوالهادی</author>
      <comments>http://siselaleng.persianblog.ir/comments/4291/8292937/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4291.post-8292937</guid>
      <pubDate>Tue, 08 Nov 2011 06:57:11 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>دریغ از یک پیامک خالی</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp; عصر روز دوشنبه نهم آبان برای هشتمین بار عده ای از علاقه مندان و بزرگان ادب و هنر استان کرمان در قالب هشتمین نشست یک مولف یک کتاب انجمن کتاب و کتابخوانی کانون فرهنگی و هنری شهر مس در سالن اجتماعات مرکز آموزش مجتمع مس سرچشمه&amp;nbsp; دور هم جمع شدند تا همراه با گفت و شنود&amp;nbsp; درباره مجموعه داستان ابرهای خاک خورده&amp;nbsp; و داستان امروز کرمان از علی اکبر کرمانی نژاد هم تقدیر کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;در این نشست صمیمی و پربار، محمد حسینی مدرس ادبیات داستانی ،نویسنده و مدیر تحریریه نشر ثالث&amp;nbsp; با نگاهی به ابرهای خاک خورده درباره ادبیات اقلیمی سخن گفت. علی چنگیزی نویسنده جوان، ایده و پرسش&amp;nbsp; خود را درباره نبود ادبیات کویر بیان داشت. منصور علیمرادی" مهندس برق کشانی" اش را از مجموعه داستان" زیبای هلیل" برای حاضرین روایت کرد و وحیده ببر بیان داستان "آن مرد"ش را خواند. سید علی میرافضلی میزبان و پشتیبان نشست، خیر مقدم گفت و کرمانی نژاد از چگونگی گرداوری، چاپ و انتشار ابرهای خاک خورده &amp;nbsp;با تکرار" نمی خواهم غر بزنم" با شنوندگانش دردو دل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پرداختن به مباحث مطرح شده در این نشست&amp;nbsp; خود مجالی دیگر می خواهد و شاید قلمی دانا تر و تواناتر از این قلم؛ ولی آنچه هدف این یادداشت است&amp;nbsp; درنگی کوتاه و اندیشه ای راهگشا درباره گوشه ای از سخنان کرمانی نژاد در نشست یک مولف یک کتاب است .&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;برای اولین بار که به واسطه&amp;nbsp; هدیه یک دوست بزرگوار یک نسخه از ابرهای خاک خورده به دستم رسید ،&amp;nbsp; اسامی 42 نویسنده از سه نسل داستان استان کرمان را در فهرست آن کنار هم دیدم؛ مرور دوباره اسامی .... کرمانی نژاد کاری کارستان کرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;به عنوان یک علاقه مند به داستان و داستان نویسی با اذعان به جسارت و از خود گذشتگی&amp;nbsp; کرمانی نژاد در گردآوری و چاپ ابرهای خاک خورده پیش خود فکر کردم شاید این کتاب ،کمک&amp;nbsp; و انگیزه کوچکی&amp;nbsp; شود برای جاری شدن داستان و داستان نویسی در استان ؛ به طور مثال فکر کردم اگر به طور متوسط هر کدام از این 42 نفر (که عده ای از ایشان یرای اولین بار اثری از خود را در یک کتاب آن هم در کنار نام بزرگانی از داستان نویسی کرمان می دیدند)&amp;nbsp; 5 نسخه از این کتاب را&amp;nbsp; تهیه کرده و به دوستان و خویشان&amp;nbsp; خود هدیه دهند؛ شاید چند ده نفر خواننده و علاقه مند به داستان اضافه شود و یا حتی داستان نویس.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;و این گونه بود وقتی که کرمانی نژاد از تلخی ها و سختی های کارش می گفت &amp;nbsp;می توانستم آن&amp;nbsp; تلخی هارا به شیرینی وجود بیرونی یک اثر به نام ابرهای خاک خورده فراموش کنم . ولی یک جمله کوتاه از کرمانی نژاد همه آن شیرینی را با خود برد و آن&amp;nbsp; آنجایی بود که کرمانی نژاد گلایه کرد که" &amp;nbsp;هیچ کس از من تشکر نکرد حتی با یک اس ام اس خشک و خالی"&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;شاید بهتر باشد دیگر چیزی به این یادداشت اضافه نکنم&amp;nbsp; ولی وقتی می بینم که عده ای از فعالان داستان که کرمانی نژاد بی هیچ مزد و منتی اثرشان را در این روزگار... منتشر کرده است ، حسرت یک تشکر آن هم در شکل بی زحمت و آسانِ ارسال&amp;nbsp; یک&amp;nbsp; پیامک خشک وخالی را هم به دل او گذاشته اند&amp;nbsp; حیفم می اید که ننویسم و افسوس نخورم که شاید سالهای دیگر هم بیاید و درِ فرهنگ و ادبمان به&amp;nbsp; همین پاشنه بچر خد که بچرخد....... کاش&amp;nbsp; بیشتر پشتیبان&amp;nbsp; و قدردان یکدیگر باشیم حتی اگر.....&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; .&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://siselaleng.persianblog.ir/post/139</link>
      <author>روح الله ابوالهادی</author>
      <comments>http://siselaleng.persianblog.ir/comments/4291/8256026/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-4291.post-8256026</guid>
      <pubDate>Wed, 02 Nov 2011 09:35:22 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
