نود - 1
89 را پشت سر گذاشتم و به نود رسیدم. همانطور که از 54 به 55 ... و از 88 به 89 رسیده بودم و در این میان چه چیزها که گذاشتم و چه چیزها که برگرفتم چه بسیار بارها و دغدغه ها که حمل کرده ام و چه بسیار رویاها که زمین گذاشته ام!!
فکر می کنم بسیاری از دغدغه هایم فقط مدل عوض می کنند و امسال هم مدل 90 شده اند و در این میان به یمن رسانه ها و ارتباطات امروزی ته تغاری های جهانی 89 چه غلیظ و پربار به نود رسیده اند.
انقلاب های مردمان عرب و زلزله و سونامی ژاپن را می گویم.!!
هروقت صحبت از زلزله و حوادث قهری زمین و ... می شد؛ خانه ی استیجاری قدیمی ام و خانواده ام که زیر سقف آن زندگی می کنند ، ته دلم را می لرزاند و دید ه ها و خاطرات دیماه 82 بم برایم زنده می شد و دانسته هایم از ژاپن و ایمنی شهرها و خانه هایش ، آرزوی ساختن و بنا کردن خانه ای محکم و مقاوم را برایم پررنگ می کرد.
89 با زمین لرزه و سونامی ژاپن و اتفاقات عرب ها به پیشواز نود رفت و وحشت از نیروگاههایی که تا دیروز زندگی بخش و انرژی زا بودند عیدی ژاپنی ها شد. وحشتی که این توان و انگیزه را به انسان خواهد داد تا راهکاری مناسب برای پیشگیری از حوادثی مشابه را بیابد و و باز سالها خواهد آمد و مسایلی بزرگتر پیش روی انسان که در این بهار فراموش نکنم که:
و خدایی که در این نزدیکیست.
