به اميد سالي بدون جشن عاطفه ها
سلام. سال نو مبارك , صد سال به از اين سالها , سالهاست كه باآغاز رويش دوباره زمين ما عادتهايي ديرينه را تكرار ميكنيم . كوچكتر ها به ديدن بزرگترها ميروند, ديد وبازديدها و مسافرتها و تفريحاتمان بيشتر ميشود و در كنار همه اينها ما يك دعاي تحويل سال داريم و يك سفره هفت سين كه نياكان ما خيلي استادانه و مدبرانه قرآن را جز جدايي ناپذير آن كرده اند. كودك كه بودم حرفهاي مجري برنامه كودك و بزرگترها در اين روزها برايم جالب شنيدني بود. خوب باشيم , كينه ها رادور بريزيم و خوب باشيم. ولي اين روزها فكر ميكنم كه اين حرفها و عادتهاي تكراري ما براي بيان آنها ديگر قدرت بزك كردن چهره درب و داغان زندگي اجتماعي ما را هم ندارد.
امسال هم زمين دور ديگري از حركتش را به دور خورشيد آغاز ميكند و چند سالي است كه ما عادتي ديگر را به عاداتمان اضافه كرده ايم "جشن نيكوكاري" نميدانم چگونه است كه ما مجبور ميشويم براي دعوت كساني كه هميشه با آمدن سال نو حرفهاي خوب خوب ميزنند به احسان و نيكوكاري به تبليغ و برنامه هاي تشويقي متوسل شويم و به آناني كه قرآن سفره هاي هفت سينشان پر از توصيه به انفاق و برابري و عدالت و... و حفظ حرمت انساني است بقبولانيم كه سالي دو بار كمك پر سروصدا به مستضعفان و آسيب پديران پايان همه آن توصيه ها است.
چنين به نظر ميرسد كه ما گمشده اي در درونمان داريم كه دوباره يافتنش ميتواند معجزه اي كند كه سال ديگر ما نيازي به جشن عاطفه ها و نيكوكاري نداشته باشيم.
دوست , برادر , اخوي , خواهرم و مادرم امسال زماني كه سر سفره هفت سينت (چه ساده و چه مجلل) نشسته اي و آماده شروع سال نو هستي يك آن در آيينه به خود بنگر و با خود مرور كن . اين همه دروغ , اين همه تزوير اين همه كودكان خياباني و اين همه فقر و فاصله . آيا شايسته است ما به جايي برسيم كه روزنامه هاي خارجي درباره آمار فساد و دختر بچه هاي تن فروش و اسير باندهاي فساد جامعه ما مطلب بنويسند.
به آيينه نگاه كن , به همه اين سين ها و به قرآني كه در آن گوشه است . سال جديد را چگونه ميخواهي آغاز كني . آيا فرصت مي يابي كه بار ديگر دعاي تحويل سال را بخواني .؟
به هر حال زمين بدون ما دور هاي زيادي خواهد زد .
يا حق
روح الله (كيان پويان)
واگويه هاي محرم
تاسوعا: كيان اصرار عجيبي داره كه هر چه زودتر بريم عزاداري . يك زنجير بچه گانه برايش ميخرم 500 تومان .( با كيان بودن شايد كمك كنه به كودكانه ديدن همه آنچه در اين روز ميبينم.) شهر شلوغ است . گوشه گوشه خيابانها شربت ميدهند به خواسته كيان مزه همه آنها را امتحان ميكنيم. امسال ديگر از ديدن اين همه ليوان يك بار مصرف كف خيابانها تعجب نميكنم شايد اين را به عنوان نشانه اين روزها قبول كرده ام . مسجد بزرگ شهر شلوغ است . هيئت ها و دسته هاي عزاداري مي آيند و ميروند. كيان زود ازهمراهي زنجيرزنان خسته ميشود و ميخواهد كه برود و به پليس ها سلام كند. ماموران زيادي اينجا هستند . دسته هاي زنجيرزني و سينه زني هر كدام به نوعي متفاوت از ديگري هستند. يكي باندها و سيستم صوتي با حال و با كلاسي دارد و اعضاي دسته ديگر همه موهايي فر زده دارند و شلوارهايي گشاد . گروه ديگر موهايي چرب و چلاس و يقه هاي باز و دسته اي كوچك كه ساده و و مخلص به نطر ميرسند و هم بي خطر از براي ماموران. و......... هيئتي سي دي غدير در سيرچ را ميفروشد. ان طرف تر ظاهراً يك درگيري زخ داده است . چند بار يك افغاني را بالباس ابي آسماني و دستار سفيد ميبينم و هر بار فكر ميكنم كه او خود بن لادن است چرا كه نگاههايش بسي سنگين است . يك بستني قيفي براي كيان ميخرم و به سمت خانه برميگرديم . كاش كسي براي ظهرمان ابگوشت امام حسيني آورده باشد. عاشورا: عاشورا هيشه برايم روز سنگيني بوده است . 72 مرد ميخواهد و پيشوايي اللهي تا كه چنين حماسه اي انساني رقم بخورد. همه سنگ تمام گذاشته اند .همه جا جلسات عزاداري پابرجاست . ياد و خاطره آن بزرگمردان بيش از هزار سال است كه نزد اين قوم پاس داشته ميشود. ايثار , حق طلبي , در كنار حق بودن و..... جز ماندني ها هستند. كيان ميخواهد بداند موتوربرق اين هيئت هاي روان چگونه كار ميكند. چنين به نظر ميرسد كه هر هيئت موتور برقي خاص خود داشته باشد. ياد گروههاي امداد ايراني در بم مي افتم كه شبها با آتش زدن شاخه اي نخل به جستجو امداد ميپرداختند . براستي كه جاي يكي ازاين موتور برق ها خالي بود. شايد هفده سال پيش پيرمردي در ده ما بود كه هميشه موقع عزاداري عاشورا به جوانترها ميگفت حرمت نگه داريد كه نوربينهاي خدا و امام حسين از شما عكس ميگيريند و شما را ثبت ميكنند. وآن زمان خيلي ها از آن دوربين ها حساب ميبردند.(حداقل در آن روز) و اما امروزكه در هر گوشه يك دوربين هنديكم ديجيتال پاناسونيك و يا سوني را ميبيني كه در دست كوچك و بزرگ مشغول به كارند چنين به نظر ميرسد كه ديگر كسي به فكر آن دوربين هاي آسماني نيست. (رفتار بعضي از پسرها و دختر ها تابلوست .) من فكر ميكنم كه دل امام حسين هم به حال اينها ميسوزد . چرا اگر قبول كنيم كه خلقت خدا بي عيب و نقص است و اين سن وسال براي همه دوران تاريخ بشر دوران شر و شور بوده است . بايد از خود بپرسيم چرا ما يك جشن ملي و يا مذهبي به عمق عاشورا نداريم تا در چنين روزي همه چيز اينگونه قاطي نشودو ........ چرا خرده بر جوانان بگيريم رقابتهاي تفاخر و تكاثر گونه هيئت هاي عزاداري را كه شرم ريا را از بين برده اند چه كنيم. به حرمت حق طلبي امام حسين و يارانش دوست ندارم بر آنچه به نام آنها برپا ميشود خرده بگيرم . اما راست وحسيني آيا ما حسيني هستيم . ايا در انتخابهاي لحظه به لحظه زندگيمان همچون عاشوراييان حق را انتخاب ميكنيم و يا با حربه هاي خوش اب و رنگ مصلحت انديشي ها و توجيهات حق را به كناري ميرانيم و .... . دلم تاب نمي آوردكه نگويم اي دوستان بيياييد و كاري كنيد كه كارهايمان بي هويت نشود و ...... يا حق روح الله (كيان پويان)
من هستم(گفتگويی با آيينه)
منفعل بودن آفت زندگی است. راستی چرا ما در بعضی مواقع نسبت به خودمان بی تفاوت هستيم. چرا نسبت به استعدادهايمان بی تفاوت هستيم . راستی شما به طور خاص در چه زمينه تخصصی تبحر داريد و می توان به شما گفت که در آن کار وارد هستيد. آيا ديگر جای هيچ پيشرفتی در اين زمينه برای شما وجود ندارد.
اصلاٌ شما به چيزی اعتقاد داريد. مرام شما چيست . هدفتان از زندگی چيست . در چه حد حاضريد پای هدف و عقيده تان بايستيد. در اينجا اصلاٌ منظورم مسائل اجتماعی و يا سياسی نيست . در مورد زندگی شخصی خودتان ميگويم . فردا تاسوعا است . راستی حسين چگونه می انديشيد که انچنان کاری کرد. ميخواهم در اين تاسوعا و عاشورا سنگهايم را پيش خودم وا بکنم . و بفهمم چرا از زلزله بم ياد ايرج بسطامی هميشه خواهد ماند و بقيه .... و اصلاٌ چه سری است که عمل حسين هميشه ممدوح است و يزيد ..... راستی هنر آن بزرگوار در چه بوده است . خدا لحظه ایمرا به خودم وامگدار و بمن کمک کن که در اين دنيای بيکران اثرگداری هر چند کوچک باشم و سپاسگداری شايسته در مقابل تو و نعمت ها و استعدادهايی که به من داده ای باشم .
تاسوعا و عاشورايتان پر بار . ياحق
روح الله (کيان پويان)
