چند فقره مطلب



همايش روسای دانشگاهها


پنج شنبه گذشته همايش روسای دانشگاههای کشور با حضور وزير علوم برگزار شد که متاسفانه من در مورد جزييات آن خبری ندارم. همين قدر می‌دانم که وزير و همراهان صبح زود در استخر مجموعه رياست جمهوری شنا فرموده و شام هم در ضيافت شامی که به افتخار ايشان برگزار شده غذای مفصلی خورده است.

نمايشگاه کتاب


بالاخره ارشاد رفسنجان تکانی خورد و نمايشگا کتابی بعد از تعطيلات راه انداخت. اين نمايشگاه توسط يکی از مراکز پخش کتاب قم در محل نگارخانه فرهنگ واقع در پارک مطهری داير شده و تا ۹ ارديبهشت ماه برقرار است.
بنده به اتفاق عيالات مربوطه و فرزندان قد و نيم قد از نمايشگاه بازديد کردم و هرچه گشتم کتاب دندانگيری برای خريدن نيافتم. ولی برای اينکه دست خالی نرفته باشم دو کتاب برای دختر ارشد شش ساله و يک کتاب شعر دست دوم هم برای خودم خريدم.
به نظرم رسيد ناشر قمی انبار تکانی درست و حسابی کرده و کتابهای بيات خودش را برای عرضه به شهر فرهنگ پرور رفسنجان آورده است. در موضوع ادبيات چند کتاب درجه چند داشت که حيف پول. بگذريم.

فرهنگ اصطلاحات و مثلهای مردم رفسنجان


اواخر سال گذشته کتابی با عنوان «فرهنگ اصطلاحات و مثلهای مردم رفسنجان» به کوشش آقای حسينی پور رفسنجانی توسط دانشگاه ولی عصر رفسنجان به زيور طبع آراسته گرديد که علی رغم حسن نيت نويسنده و ناشر کار ضعيف و غير علميی است. من ــ يعنی امير علوی ــ نقدی بر اين کتاب نوشته‌ام که در آخرين شماره نشريه بانگ جرس چاپ شده است.

وبلاگ کُشکو


بنده خدايی با اسم مستعار کشاورز روستايی وبلاگي ساخته با اسم كشكو و در آن اخبار مربوط به منطقه كشكوييه رفسنجان را مي نويسد. اين دوست عزيز كه لينكش را هم كنار صفحه گذاشتيم البته بيشتر دغدغه باغهاي پسته را دارد تا اجتماعيات را. ولي خوب همين هم مغتنم است.

ضمنا اين رفيق ما يعنی روح الله بازی درآورده و کم کاری می‌کند. خدا به راه راست هدايتش کند. مطلبهای درست و حسابی را او می‌نوشت و ما در تلاشيم که او را بر سر ذوق آوريم تا دوباره بنويسد.

نوشته : روح الله ابوالهادی در ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٢


سرقت مسلحانه در رفسنجان


سرقت مسلحانه از يك طلافروشي در پاساژ حاج شريف رفسنجان ناكام ماند.
شخص ناشناسي كه گفته مي شود يك افغاني بوده است روز پنج شنبه 15 فروردين ماه در حوالي ساعت 6 بعد از ظهر به يك طلافروشي در پاساژ حاج شريف رفسنجان كه متعلق به آقاي اسماعيلي است مراجعه و با تهديد اسلحه قصد سرقت طلاهاي مغازه را داشت كه با مقاومت صاحب طلافروشي پس از سرقت مقداري از طلاها و ضربه زدن به سر طلافروش اقدام به فرار مي‌کندد.
صاحب مغازه سارق را تعقيب و در بازار رفسنجان با او درگير و پس از مداخله مردم و كاسبان بازار موفق به دستگير كردن او مي شود. در جريان زد و خورد بين سارق و بازاريان، سارق كه جوان چندان ورزيده أي هم نبوده است با استفاده از چاقو چند نفر از آنها را مجروح مي كند. طبق گفته صاحب مغازه ، سارق پس از آنكه دستگيري خود را قطعي مىبيند اسلحه خود را به طرف صاحب طلافروشي نشانه مي‌رود كه با خوش شانسي او اسلحه عمل نمي‌كند.
گفته مي‌شود پس از تماس تلفني بازاريان با پليس 110 رفسنجان ، 20 دقيقه پس از آنكه سارق دستگير و توسط مردم به شدت مضروب شده بوده است پليس 110 به محل حادثه مراجعه و سارق را بازداشت مي‌كند.
بنا به اطلاع به دست آمده، سارق پس از دستگيري تحويل مقامات قضايي شهرستان رفسنجان و محاكمه شده است. حكم صادره براي اين شخص كه در بازجوييهاي اوليه منكر استفاده از اسلحه شده است 10 سال حبس مي‌باشد.
هويت سارق نامشخص است و بعضي از شاهدين او را اهل بم معرفي كرده اند و گفته اند همدستاني هم داشته كه بعد از ناكام ماندن نقشه سرقت محل حادثه را ترك كرده اند. همچنين شايعاتي مبني بر اينكه سارق از اسلحه دولتي براي سرقت استفاده كرده است در بازار رفسنجان دهان به دهان مي‌چرخد. بعضي از بازاريان رفسنجان سرقت مسلحانه در شلوغترين ساعات روز را تهديدي براي امنيت شغلي خود دانسته و معتقدند مجازاتهاي سبك و خفيف مي‌تواند باعث تكرار چنين حوادثي شود. بنابرين خواهان اشد مجازات براي سارق طلافروشي هستند. شاهدان عيني با توجه به دستپاچگي و سراسيمگي سارق و نحوه سرقت او و فرارش به سوي بازار اعتقاد دارند وي يك سارق حرفه‌اي نبوده است. در جريان اين سرقت و درگيري طرفين در محل بازار، مقداري از طلاها كه شامل چند انگشتري مي‌شده است ناپديد شده است.

ا. علوی

نوشته : روح الله ابوالهادی در ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٢


بوش و روکم کنی پرتقال


سال نو مبارك
درست يادم نيست چندسال پيش بود شايد ده سالي بشه .
مهماني هاي عيد : عمو وبابا و ديگربزرگان از 300 تومان براي هر دلار ميگفتند و نگران از از قيمت ميليوني پيكان و ... و اين اولين عيدي بود كه حس كردم كه شايد ديگر مهماني ها و ديدوبازديدهاي ايام نوروز با خنده و شاديهاي معصومانه و صادقانه كودكاني بازيگوش همراه نباشد . نميدانم چرا من كه نوجواني بيش نبودم آنچنان متعصبانه از قيمت 300 توماني دلار حمايت ميكردم تا حد عصبانيت بزرگترها .
نوروزهاي بعد: كم كم ميديدم كه خوش وبش هاو شادي مهماني ها جاي خود را به بحث هايي درباره دلار و تورم و ... ميدهد تا اينكه بنزين يكه تاز و محور همه صحبتها شد و بوي مشمئز كننده آن كه قيمت جديدش تعين كننده بيشتر هزينه هاي سال نوبود فضاراسنگين كرد . كم كم اين مهمان جديد جمع ها را كوچك كرد وتمام مراسم هاي نوروز را به سنتي تحميلي كه مجبور به حفظ آن هستيم تبديل كرد وخيلي ها به خاطر بنزين آرزو ميكردند كه نوروز ديرتر بيايد .
نوروز82: چنين به نظر ميرسد كه از چندماه پيش مركبات و شاخص آنها پرتقال عزم خود راجزم كرده اند كه روي بنزين را كم كنند . آنهم بنزين 65 توماني را . تمام قرائن و مشاهدات حكايت از پيروزي پرتقال داردكه به ناگهان سروكله بوش و صدام پيدا ميشود و 24 ساعت قبل از تحويل سال نوي خورشيدي جنگي پر ازسوال در همسايگي ما آغاز ميشود و بوش روي پرتقال را كم ميكند و دل دلالان ميوه را شاد و هم ثابت ميكند كه هنوز نفت و بنزين مهمترينند.
عيد شما مبارك . نوروز آمد و ما هنوز كلافه بنزين و پرتقاليم و از بوش وصدام صحبت ميكنيم راستي عيد شما مبارك .
روح اله

نوشته : روح الله ابوالهادی در ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ فروردین ،۱۳۸٢